مؤلف مجهول

مقدمه 48

رستم نامه ( فارسى )

بگفتم من اين داستان را تمام * ابر مصطفى آلش از ما سلام ( بانو گشسپ‌نامه ، ص 129 ، ب 1032 ) ناظم در مقدّمهء داستان مسلمان شدن رستم ، ساقىنامه‌سرايى كرده ( ابيات 50 - 74 ) و اين ( آوردن موضوع غنايى ساقىنامه در متن منظومه‌اى رزمى ) مشابه خطابهاى سرايندهء ناشناختهء بانو گشسپ‌نامه به ساقى و مغنّى در آن منظومهء پهلوانى است . « 1 » ساقىنامهء بخش اوّل رستم‌نامه ، احتمالا ، از بازتابهاى رواج ساقىنامه‌سرايى در عصر صفوى است « 2 » و در آن ناظم با اشاره‌هايى به حضرت على ( ع ) ، رستم ، سليمان ( ع ) ، آصف ، كيخسرو و بندگى و چاكرى پور زال در برابر خداوند و امام على ( ع ) نوعى براعت استهلال به وجود آورده « 3 » و خوانندگان / شنوندگان را از پيش با درونمايهء كلّى و اشخاص روايت خويش آشنا ساخته است . ( براى نمونه‌هاى بيشتر ، رك : ابيات 57 ، 63 ، 64 ، 68 ، 70 و 71 ) در اين بيت : اجازت طلب ساز از دوستان * چه بلبل برو بر سر داستان ( بيت 76 ) رابطهء « بلبل » و « داستان‌سرايى » افزون بر اينكه مىتواند ناظر بر خوش‌آوايى اين پرنده و به تبع آن ، شيرين‌سخنى ناظم باشد ، يادآور بيت آغازين متن داستان رستم و اسفنديار در شاهنامه است :

--> ( 1 ) . رك : بانو گشسپ‌نامه ، ص 125 / ب 976 - 982 . ( 2 ) . دراين‌باره ، رك : تاريخ ادبيات در ايران ، ج 5 / بخش 1 ، صص 615 - 621 . ( 3 ) . غير از مراعات النظيرى كه سراينده براى ايجاد براعت استهلال در نظر داشته است ، حتما ، بايد يادآورى كرد كه استفادهء نسبتا فراوان از تلميحات ( نامها و داستانهاى ) شاهنامه‌اى از مهم‌ترين ويژگىهاى ساقىنامه‌هاى فارسى است . دراين‌باره ، رك : « نظرى بر شاهنامه و تأثير آن بر ساقىنامه‌ها » ، فرامرز گودرزى ، شاهنامه‌خوانى ( مجموعه مقالات ) ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، 1385 ، دفتر اوّل ، صص 99 - 134 .